خرید بک لینک

با یحیی میرفتیم سمت پارک آزادی و من داشتم با صدای بلند رپ میخواندم:
"فوتبال بزنیم تو برزیلی من مالدیو،
هر چی گل بزنی قدِ گل من ناب نیس"
که یکهو دو تا خانم با پاشنههای زیادی بلند و مانتوهای زیادی کوتاه و آرایش عجیب و غریب از سمت راستِ کادر، وارد خواب من شدند. بله. دارم خواب دیشبم را تعریف میکنم. من شیطنت کردم و گفتم: "جوووووون!". بعد یکیشان برگشت و گفت: "بیشّعور!". دقیقاً با همین تشدید روی حرف شین. من هم شیطنتم بیشتر شد و رفتم جلو. حالا دقیقاً توی ایستگاه اتوبوس روبروی کتابخانهی حصیبی بودیم. گفتم: "چقدر؟". با یک لحن معصومانهای گفت: "شبی یه میلیون تومن". گفتم: "ها؟!! یه میلیون تومن؟!!" و از خواب بیدار شدم.

داشتم فکر میکردم که خواب چقدر چیز عجیبی است. من یحیی را خیلی وقت است ندیدهام. خیلی وقت است پارک آزادی نرفتهام. فکر کن با صدای بلند توی خیایان رپ بخوانم. هاهاها. خیلی خندهدار است. واقعاً برای بخش غیر اخلاقی خوابم هیچ حرفی ندارم. منتها توی خوابم یک چیز خیلی واقعی وجود داشت. یک چیز که من را از شما جدا میکند و خواب را به بیداری وصل میکند. یک چیز درد دار. این که توی خواب هم برای من یک میلیون تومان، پول خیلی زیادی است.

برچسب: متن واقعیتر از مستند,متن آهنگ واقعیتر از مستند, نویسنده: علی قاسمی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 12:11

صفحه بندی